الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
8
الغدير ( فارسي )
1 نامه اى كه سرور اصلاح خواه بزرگوار ، آية اللَّه سيد عبد الحسين شرف الدين عاملى فرستاده و خود از كسانى است كه مردم او را نيكو شناخته و سپاسگزار وى بودهاند - با آن بزرگوارىهاى بايسته اش و كوشش هائى كه بايد سپاس داشت و با خوى هميشگى او در اصلاحات و خواندن مردم به سوى خدا و چشم دوختن به برنامههاى مسلمانان و گذشتن از همه چيز در راه حقى كه بايد پيروى كرد - خداوند بر او درود فرستد و از سوى ملتش پاداش نيكو به وى دهد : دانشمند كوشاى استوار ، روشنگر اسلام - امينى - كه خداوند او را گرامى دارد و ( آئين ) ما را به دست او ارجمند سازد . با درودى پاكيزه و سلامى بلند . مىدانم تو بر من حقى دارى كه از مرز ستايش از « الغدير » مىگذرد و اينكه بخواهم به زيبا شمردن كتاب پهناور و كم مانندت بپردازم و آن را نمايندهء يك كوشش فرهنگى و يگانه در شمار آرم آنچه را به گردنم هست به انجام نرساندهام . سخن در اين باره - و مانندههاى آن - كوچكترين واكنشى است كه در برابر تلاشهاى تو مىتوان نشان داد و ناچيزترين افزارى است كه به يارى آن مىشود كاوشها و بررسىهاى موشكافانهء تو را به سنجش نهاد ولى در نگارش اين كتاب پهناور - و پر از دانش - آنچه تو را به حق خويش مىرساند ، بزرگداشتى است كه توده ى مسلمان بداند تو يكى از قهرمانان كم مانند آن هستى و اينها ترا بر آن دارد كه در راه درخشان و نيكوكارانهء خويش گامها را هر چه استوارتر نمائى